تبليغاتX
دل گپ - نادر يا سيمين

قبل از جدايي نادر از سيمين

ساعت ده و نيم چهارشنبه است، در شركت هستم. كارم امروز سبكه. شال و كلاه كردم بزنم بيرون. مدير نيست، از حق آب و گلم استفاده مي‌كنم و ميرم. به كسي نميگم كجا و اونقدر جذبه دارم كسي نپرسه كجا ميري. توي اين‌همه همكار يكي هم همراه نيست كه باهم بريم. مقصد: سينما آزادي، جدايي نادر از سيمين، نوبتِ يازده صبح.

 بعد از جدايي نادر از سيمين

ساعت يك و ربع ظهر چهارشنبه است، بيست هزار فرسنگ زيرِِ زمين توي دستشويي سينما هستم و همچنان كه به فيلم فكر مي‌كنم دارم روي صورتم كار مي‌كنم تا معلوم نباشه گريه كردم. نه دلم ميخواد با كسي حرف بزنم و نه دلم ميخواد قدم بزنم. فقط دوست داشتم جايي مي‌نشستم و يك كم فكر مي‌كردم. ولي نميشه بايد برگردم شركت. سه تا تماس داشتم، باز آپولوها موندن برم هواشون كنم!

 جدايي نادر از سيمين

فيلم رو دوست داشتم. فيلم مجموعه‌اي از هنرپيشه هاي دوست داشتنيه. ليلا حاتميِ عزيزِ دل با اون صداي ظريف، هيكل ترد و شكننده و اون همه ملاحت و لطف كه باهم داره و چقدر خوشحال شدم كه كارگردان وسوسه نشده كه علي مصفا رو مقابلش قرار بده. من سردي توي چشمهاي ايشون رو هيچوقت دوست نداشتم، ولي عوضش پيمان معادي يه معجزه است. اين چشمان نافذ، اين نگاههايي كه با تو حرف ميزنه و اون صداي خاصش رو مدتها بود توي سينما كم داشتيم. ساره بيات هم حرف نداره. همين الان يك كم در موردش سرچ كردم. بد نيست اینحارو بخونيد. در مورد بقيه هم ديگه حرفي نمي‌زنم. مريلا زارعي و شهاب حسيني كه ديگه احتياج به تعريف كردن ندارن. دارن؟

برخلاف كساني كه تا امروز در مورد فيلم نوشتن و افراد زيادي كه با نادر يا سيمين همذات پنداري كردن، اين فيلم به نظرم فيلم بزرگترا نيست، فيلم بچه هاست. فيلم دختر بچه ها. فيلم حساسيتها، درك و شعور و ظرفيتهای بچه هاي اين سالها. فيلم سميه است وقتي كه همدست مادرش ميشه تا بيان توي خونه مردم كار كنن، وقتي با همدردي به مادرش كه مي‌خواد پيرمرد رو تميز كنه ميگه من به بابا نميگم. فيلم ترمه است كه معلقه بين پدر و مادر، كه پدرش به عهده اون ميذاره كه اگه فكر مي‌كنه پدرش گناهكاره، مادرش رو برگردونه خونه. كه آخر فيلم، انتخاب به عهده اونه و اين يك كم بيرحميه. مي‌ترسم. مي‌ترسم روزي بشه كه دوران كودكي بچه ها  هم جزو خاطرات اونا بشه، بسكه بچگي نكردن، بسكه ازشون انتظار داريم درك كنن. بيرحميه.

+ نوشته شده در شنبه 3 اردیبهشت1390ساعت 10:29 توسط نسيم |